C:\Documents and Settings\\My Documents\My Pictures\منظره طرقرود.jpg ] طرقرود-طرق رود-ترقرود-طرق-ترق-ده
روز مبارزه با تروریسم(انفجار دفتر نخست وزیری به دست منافقان وشهادت مظلومانه شهیدان رجایی وباهنر-1360ه.ش)

+ نوشته شده در  شنبه 1393/06/08ساعت 7:37  توسط روح اله  | 
روز بزرگداشت محمدبن زکریای رازی-روز داروسازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/06/05ساعت 7:32  توسط روح اله  | 
روز کارمند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/06/04ساعت 7:28  توسط روح اله  | 
اشغال ایران توسط متفقین وفرار رضاخان(1320ه.ش)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/06/03ساعت 7:15  توسط روح اله  | 
آغاز هفته دولت-شهادت سید علی اندرزگو(19 رمضان 1357)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت 7:38  توسط روح اله  | 
روزبزرگداشت ابوعلی سینا-روزپزشک

+ نوشته شده در  شنبه 1393/06/01ساعت 9:55  توسط روح اله  | 
شهادت حضرت  امام جعفر صادق(ع)

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/31ساعت 7:8  توسط روح اله  | 
روز بزرگداشت علامعه مجلسي

روز جهاني مسجد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/05/30ساعت 7:28  توسط روح اله  | 
کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه(1332ه.ش)

گشایش مجلس خبرگان برای بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران(1358ه.ش)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/05/28ساعت 7:56  توسط روح اله  | 
آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی(1369 ه.ش)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/05/26ساعت 7:41  توسط روح اله  | 
روزخبرنگار

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/17ساعت 10:21  توسط روح اله  | 
تشكيل جهاد دانشگاهي(٥٩)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/05/16ساعت 7:25  توسط روح اله  | 
انفجاربمب اتمي آمريكادرهيروشيما با بيش از ١٦٠هزاركشته ومجروح(١٩٤٥)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/05/15ساعت 19:57  توسط روح اله  | 
به نام خدا

"وی ووری الرزا"

بید مانند می لرزید.

این ضرب المثل طرقی هنگامی بکار می رود که فردی بر اثر ترس وبیماری وهیجان وغیره (ونه سرما)،بدنش می لرزد.

منشاء وعلت به وجود آمدن این ضرب المثل شاید آن باشد که درخت بید (با جنس های فراوان چون مجنون ومعلق ومشک)،دارای شاخه های دراز ونازک ومنعطف است که با نسیمی تکان می خورد ومی لرزد.

در طرق این مثل با این عبارت نیز بکار می رود:وی ووری الرزه

یعنی چون بید می لرزد.

مخلص کلام اینکه با ضرب المثل یاد شده گوینده نگرانی خود را از احوال شخص مورد نظر به مخاطب اعلام می کند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/05/12ساعت 7:49  توسط روح اله  | 
شهادت آيت اله شيخ فضل اله نوري(١٢٨٨)

+ نوشته شده در  شنبه 1393/05/11ساعت 18:26  توسط روح اله  | 
روزجهاني تغذيه با شير مادر

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/10ساعت 23:41  توسط روح اله  | 
روزکار آفرینی وآموزش های فنی وحرفه ای

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/05/06ساعت 7:22  توسط روح اله  | 
سالروز عملیات افتخار آفرین مرصاد(1367ه.ش)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/05/05ساعت 7:49  توسط روح اله  | 
بسم ا...

آش د لوش بسوته 

ماس جي فوتش دي اكره!

 

ترجمه تحت اللفضي:

با آش لبش سوخته

ماست را هم فوت مي كند. 

 

اين ضرب المثل راجع به كسي بوده است كه هنگام خوردن آش داغ ،بدون اينكه صبر كند تاخنك شود يا آن را فوت نمايد، داغ داغ آش را مي خورد ودر نتيجه لبش مي سوزد واز آن پس به دليل ترس ونگراني ،هنگام خوردن ماست هم كه سرد وخنك است ،آن را فوت مي كند!

شبيه مثال :مارگزيده كه از ريسمان سياه وسفيد مي ترسد!

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/03ساعت 5:3  توسط روح اله  | 
روزجهاني قدس(آخرين جمعه ماه رمضان)

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/03ساعت 4:49  توسط روح اله  | 
روزبزرگداشت آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/30ساعت 4:43  توسط روح اله  | 
شب قدر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/04/29ساعت 4:47  توسط روح اله  | 
شهادت حضرت علي(ع)

+ نوشته شده در  شنبه 1393/04/28ساعت 4:48  توسط روح اله  | 
شب قدر

+ نوشته شده در  جمعه 1393/04/27ساعت 19:46  توسط روح اله  | 
باسمه تعالي

بيانات الكتاب: اسم الكتاب: اثار البلاد و اخبار العباد اسم المؤلف: القزويني التصنيف: طبعه مصر سنه 1848 جغرافيا. بيوجرافي=سيره ذاتيه. تاريخ النوعيه: scanned -ص 427 المصدر: الهند كتب او مخطوطات لها علاقة: - اثار البلاد واخبار العباد - زكريا بن محمد القزويني - اثار البلاد واخبار العباد - زكريا بن محمد بن محمود القزويني

دركتاب فوق الذكر كه حدود ٨٠٠ سال پيش علامه زكريا قزويني آن را نگاشته وبه فارسي هم ترجمه شده است ،درمورد شهر طرقرود وقاشان(كاشان)وقم وبرخي بلاد اسلامي آن زمان ،مطالب ارزنده و بعضابي بديل ديده مي شود،براي نمونه درمورد كوه كركس در كتاب ياد شده مي خوانيم:

كركس كوه از آن نامند كه نسر به آنجا آشيانه مي گرفت.اگرگرفته مي شد آنرا جايگاه بغايت محكم واستوار جایي بود ليكن در مغاره ايست كه كه از بلاد و آبادانيها بغايت دور است.كم است كه آنجا عبور كسي واقع مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/04/26ساعت 21:25  توسط روح اله  | 
ضربت خوردن حضرت علي (ع)

سالروز تاسيس شوراي نگهبان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/04/26ساعت 11:11  توسط روح اله  | 
گشایش نخستین مجلس خبرگان رهبری (1362ه.ش)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/23ساعت 7:52  توسط روح اله  | 
ولادت حضرت امام حسن مجتبي(ع) وروز اكرام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/04/22ساعت 4:44  توسط روح اله  | 
روزعفاف وحجاب

کشف توطئه کودتای آمریکایی در پادگان شهید نوژه (1359ه.ش)

حمله به مسجد گوهرشادوکشتار مردم به دست رضا خان(1314ه.ش)

+ نوشته شده در  شنبه 1393/04/21ساعت 7:52  توسط روح اله  | 

طرق

 

قال البکری الاندلسی:

بفتح أوّله و ثانيه: موضع. قال رؤبة: للعدّ إذ خلّفها ماء الطّرق و قيل: بل الطّرق: من نقائع المياه تكون فى بحائر الأرض.[۱]


قال الحازمی الهمدانی:

بعد الطاء راء ساكنه وآخره قاف: من قرى أصبهان قرب نطنزه، ينسب إليها جماعه من الرواه، حدثنا من أهلها نفر ذكرناهم في " المؤتلف والمختلف ".[۲]


قال یاقوت الحموی:

بالتحريك، وآخره قاف، والطّرق في لغتهم: جمع طرقه وهي مثل العرقه والصّفّ والرّزدق وحباله الصائد ذات الكفف، والطّرق أيضا: ثني القربه، والطرق: ضعف في ركبتي البعير، والطرق في الريش: أن يكون بعضها فوق بعض، والطرق: موضع بينه وبين الوقباء خمسه أميال.[۳]


قال یاقوت الحموی:

بسكون ثانيه، وفتح أوله، وآخره قاف: قريه من أعمال أصبهان قرب نطنزه كبيره شبه بلده، بينها وبين أصبهان عشرون فرسخا، ينسب إليها جماعه وافره من أهل الروايه والدرايه، وقال أبو عبد الله الدّبيثي في ترجمه محمد بن ظفر بن أحمد ابن ثابت بن محمد الطّرقي الأزدي: إن طرق المنسوب إليها من نواحي يزد ولعلها غير التي ب أصبهان ويجوز أن تكون بينهما فتنسب إلى هذه وهذه، والله أعلم، ومن متأخّريهم أبو نصر أحمد بن محمد بن أحمد بن الحسين بن أحمد بن القاسم بن الطيب بن طاهر بن عبد الله بن الهذيل بن زياد بن العنبر بن عمرو بن تميم الحافظ الطرقي الأصبهاني، ذكره أبو سعد في التحبير ووصفه بالحفظ ولم يذكر وفاته وقال: كان حافظا فاضلا عارفا بطرق الحديث حريصا على طلبه حسن الخط كثير الضبط ساكنا وقورا سليم الجانب، سمع أبا سعد محمد بن أبي عبد الله المطرّز وأبا العلاء محمد بن عبد الجبار الفرساني وأبا القاسم غانم بن محمد البرجي وأبا علي الحدّاد، ومنهم أبو العباس أحمد ابن ثابت بن محمد الطرقي، كان حافظا متقنا، سمع بأصبهان أبا الفضل المطهّر بن عبد الواحد وأبا القاسم ابن اليسري وأبا علي التّستري وغيرهم.[۴]


قال القزوینی:

مدينة بقرب أصفهان. لأهلها يد باسطة في الآلات المستظرفة من العاج والآبنوس، يحمل منها إلى سائر البلاد كل آلة ظريفة يعجز عن مثلها صناع غيرها من البلاد. ينسب إليها تاج الطرقي. كان أديباً شاعراً ظريفاً. له حكايات عجيبة وأشعار فصيحة مثل شعر عرب العرباء، وقد عرض على الخليفة الناصر لدين الله هذان البيتان من كلامه:

إذا ما رآني العاذلون وغرّدت   حمائم دوحٍ أيقظتها النّسائم
يقولون: مجنونٌ جفته سلاسلٌ   وممسوس حيٍّ فارقته التّمائم

فتعجب من ذلك وقال: ما ظننت أن أحداً من العجم يوصل كلامه إلى هذا الحد! فبعث إليه خلعة سوداء فوصل إليه خلعة الخليفة بغتةً فجأة، فلبسها وعمل قصيدة طويلة في مدح الخليفة، وبعثها إلى بغداد، مطلعها:

ترتاح أندية النّدى والباس   في مدح مولانا أبي العبّاس

وحكي انه سافر إلى همذان، وكان ابن قاضي قزوين ورئيسها بهمذان، فسمع أن تاجاً الطرقي وصل، فأحب أن يراه لأنه كان مشهوراً بالفضل، فقيل انه ذهب إلى دار الكتب، فمشى إليه فوجده يطالع كتاباً، فسلم عليه فقال: عليك السلام! وما تحرك له ولا نظر إليه. وإنه كان رجلاً ذا هيئة وجثة وغلمان ومماليك، واشتغل بمطالعة الكتاب، فتأذى الرجل من ذلك وقال من أذيته: تاج الدين ما تعرفني؟ قال: لا! قال: أنا رجل من أعيان قزوين ذو أمر ونهي وقطع ووصل، فقال: مدينتكم لا يكون لها شحنة؟ قال: نعم. قال: فلم لا يصلبنك؟ فقام الرجل وقال: تسمع بالمعيدي خير من أن تراه! وحكي انه كان في دار وحده، فقام في جنح الليل ينادي: اللص! اللص! فاجتمع الجيران، فإذا الأبواب والاغلاق بحالها والدار فقالوا له: أين اللص؟ فقال: إني سمعت أن اللصوص إذا دخلوا بيوت الناس شدوا قطاع اللباد على أقدامهم لئلا يسمع دبيبهم، وإني لما انتبهت ما سمعت شيئاً من الدبيب، قلت: لعل اللص دخل، وشد على رجله اللباد! وله حكايات مثل هذه، رحمه الله.

شهرى است نزديك به اصفهان. اهل آن بلد در صنعت عاج تراشى و آبنوس سازى، مهارت تمام دارند و كسى مانند آنها، عاج و آبنوس نسازد. تاج طرقى كه شاعرى فاضل و اديبى كامل است از آن ولايت است، و شعر عربى را چندان خوب گفتى كه با شعراى فصيح عرب، دم مساوات زدى. گويند اين دو بيت از اشعار را او را بر ناصر خليفه خواندند:

...

ناصر را بسيار خوش آمده، خلعتى براى او فرستاد. تاج طرقى، قصيده اى ديگر گفته براى خليفه ارسال نمود كه مطلع قصيده اين است:

...

گويند كه تاج طرقى در شبى تاريك فرياد مى كرد: دزد! دزد! همسايگان به خانه آمدند و كسى را نديدند و چيزى برده نشده بود. به تاج طرقى گفتند: به چه علامت فرياد مى كردى؟ گفت: شنيده بودم كه چون شب تاريك باشد، دزد، نمد به پاى خود بندد و به خانه هاى مردم آيد تا صداى پاى او را كسى نشنود، من چون برخاستم ديدم شب تاريك است و صداى پايى هم نمى آيد يقين كردم كه دزد آمده! از آن جهت فرياد بى تابى مى كردم.[۵]


قال عبد المومن البغدادی:

بالتحريك، و آخره قاف: موضع، بينه و بين الوقباء خمسة أميال. و طرق: بسكون ثانيه: قريه من أعمال أصفهان ، بينهما عشرون فرسخا.[۶]


نویسنده دوسفرنامه از جنوب ایران نوشته است:

فاصله مابین باغ‏میران و قریه طرق چهار فرسنگ تمام است. راه آن در امتداد مشرق شمالى است. پس از حرکت از باغ‏میران الى یک فرسنگ در امتداد صحرائى است مسطح و صاف که متصل به جلگه مورچه‏خورت شود و پس از آن الى خود قریه طرق راه در امتداد ماهورهاى پست اسب‏اندازى است که کمتر نشیب و فراز دارد و به ندرت در دامنه‏هاى آن سنگ یافت نشود. تمام مسافت کلیه صحرا و ماهور خشک و بى‏آب است. به هیچ‏وجه قریه و آبادى ملحوظ نیست ولى کالسکه در تمام راه مابین این دو منزل به سهولت حرکت نماید تا وارد زیردست جلگه طرق شود و دینارى مخارج راه‏سازى و تعمیر ندارد.

در بعضى نقاط این راه اهالى مه‏آباد اردستان به جهت تعلیف مواشى خود در زیر چادر سکنا دارند.

قریه طرق جزو بلوک نطنز، هواى آن به ییلاقیت نزدیک آب مشروب آن از چشمه‏سار ذیل و قنوات مرغوب شش‏گانه است.

زراعت آن منحصر به غله و کمى صیفى، زراعت پنبه و تریاک ندارند.

جمعیت آن در بیوت متفرقه چهارصد و پنجاه خانوار و نزدیک دو هزار نفر نفوس آن است. طرق داراى چهار حمام دایر و بایر است و پنج عدد طاحونه و یک تکیه و یک مسجد و دو باب دکان نانوائى و عطارى است. حرفه آنها گیوه‏کشى است. باغات طرق مشتمل است بر قطعات مختلف در دامنه و جلگه و اکثر میوه‏جات تابستانى سواى انار و انجیر در آن موجود است که اهالى را به کار آید و به خارج حمل نشود.

قریه طرق در دره‏اى است که در سمت شمال آن رشته‏ کوه عظیم مرتفع معروف به کرکس است و در سمت جنوب آن رشته‏کوه بنى‏جر کلیه هیأت آبادى طرق و قلعه وسط آن‏که محل ذخایر اهالى است از حیثیت حصارى و تلال و اشجار مثمر و غیرمثمر و چشمه‏سار و غیره به وضعى واقع شده است که منتهى صفا و شکوه و طراوت دارد.

شکار آن در امتداد راه مذکور بیشتر آهو و در کوهسار انواع شکار کوهى و کبک زیاد یافت شود. از قرار مذکور پلنگ و کفتار و گرگ زیاد اغلب دیده مى‏شود. شغال این آبادى نیز فراوان است. زنبور عسل در این آبادى دایر است. در کوهکرکس به فاصله چهار فرسخ کمابیش در تابستان برف یافت شود که اهالى اردو را به کار آید. تهیه سیورسات این منزل باید سواى آنچه در اینجا موجود است از دهات اطراف و قصبه نطنز تدارک شود.

نوکر دیوانى در این آبادى و کلیه خاک نطنز یافت نشود. این قریه جزو تیولات نواب حسام السلطنه است و قریب دو هزار تومان اصلا فرعا معامله شود. قاطر و شتر در این قریه یافت نشود. حمل اجناس را با مال‏هاى پست نمایند. از مردمان قریه طرق نزدیک پنجاه خانوار در غالب فصول در طهران کاسبى نمایند. میوه‏ جات آن چندان مرغوب نیست. گلاب معروف و آلوى زرد هم ندارد. گلابى منحصر به طامس و آلو به قهرود است. گوسفندان این‏ آبادى نیز قلیل است. گوسفند کشتار خود و روغن را از اهالى مهاباد ابتیاع نمایند.[۷]



طرق کاشان

طرق کاشمر

طرق مشهد

 

 

ارجاعات

  1.  البکری الاندلسی ، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع،جلد ٣، ص ٨٩١.
  2.  الحازمی الهمدانی ، الاماكن او ما اتفق لفظه وافترق مسماه من الامكنه، ص ٦٣٧.
  3.  یاقوت الحموی، معجم البلدان، جلد ٤، ص ٣١.
  4.  یاقوت الحموی، معجم البلدان ، جلد ٤، ص ٣١.
  5.  قزوینی، آثار البلاد و اخبار العباد، ص ٤٠٨ ، ترجمه فارسی، ص ٤٧٨.
  6.  عبد المومن البغدادی، مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع، جلد ٢، ص ٨٨٥.
  7.  دوسفرنامه از جنوب ایران در سالهای 1256هـ.ق-1307هـ.ق، بخش دوم(نوشته:محمد حسن میرزا مهندس قاجار و على خان مهندس)، ص214و215 .
+ نوشته شده در  جمعه 1393/04/20ساعت 4:43  توسط روح اله  |